(صفحه 181)
ج ـ در فرض سؤال كه شك دارد وارد شهر شده يا نه، اگر تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده است احتياطاً قصد روزه كند و روزه بگيرد و بعد هم قضاى آن را بگيرد.
س 399 ـ آيا صحيح است كه شخص نذر كند كه روزه قضايى ماه رمضان خود را در سفر بگيرد؟
ج ـ صحت نذر روزه هاى واجب در سفر ثابت نشده و مجزى نيست و فرقى نيست كه روزه ماه رمضان باشد يا قضاى آن يا كفاره يا استيجارى يا براى والدين و غيره، بلى قدر متيقن اين است كه اگر شخص هنگامى كه در حضر است نذر كند كه در سفر روزه مستحبى بگيرد، يا نذر كند فلان روز معين را چه در سفر باشد يا در حضر، روزه مستحبى بگيرد، نذر او منعقد و آن روزه در سفر صحيح است.
س 400 ـ اگر دكترها در مورد روزه گرفتن بيمارى اختلاف نظر داشته باشند، وظيفه چيست؟
ج ـ بايد خود شخص جهت تشخيص موضوع چند روز روزه بگيرد اگر ضرر نداشت بايد روزه بگيرد والا روزه گرفتن بر او واجب نيست و چنانچه قبل از رسيدن رمضان سال آينده بهبودى حاصل شود، بايد روزه هايى را كه نگرفته قضا كند والاّ قضا لازم نيست ولى بايد براى هر روز يك مدّ يعنى ده سير طعام از گندم يا جو يا نان به فقير بدهد.
س 401 ـ كسانى كه به جهت عذرى مثل بيمارى يا سفر، روزه ماه رمضان را نگرفته و مى دانند تا رمضان سال آينده، قضاى روزه ها را نمى گيرند، آيا صحيح است كفاره و فديه آنها را بعد از ماه رمضان بدهند؟
ج ـ خير، در فرض سؤال فعلاً مكلف به كفاره نيستند، بلكه تكليف شرعى
(صفحه 182)
آنها اين است كه تا رمضان سال بعد روزه ها را قضا كنند و اگر تا آن موقع قضا نكردند و تأخير انداختند، مكلف به پرداخت كفاره تأخير مى شوند، لذا اگر قبل از آن پرداخت كنند حساب نمى شود و بايد مجدداً بدهند.
س 402 ـ بر پيرمرد و پيرزنى كه روزه واجب نيست و بايد فديه، يعنى مدّ طعام، بدهند، آيا مى توانند بعد از ماه رمضان فديه را بدهند يا بايد تا ماه رمضان سال آينده صبر كنند؟
ج ـ خير، لازم نيست صبر كنند، بلكه مى توانند در همان ماه رمضان و همان روز كه روزه را خوردند فديه را بدهند بلى پرداخت، قبل از آن صحيح و مجزى نيست.
س 403 ـ شخصى از سال گذشته و از سال جارى روزه قضايى دارد، آيا هنگام قضا كردن لازم است تعيين كند كه روزه سال قبل يا سال جارى است؟
ج ـ تعيين لازم نيست و مى تواند نيت كند روزه هايى را كه برعهده او است قضا مى كند.
س 404 ـ چنانچه براى مرجع تقليد ثابت شود كه رؤيت هلال شده و عيد فطر است و همين كه از او سؤال شود بفرمايد: اول ماه براى من ثابت شده ولى حكم نكند، مقلّد او به محض سؤال و اطلاع آيا مى تواند افطار كند؟
ج ـ ملاك، حصول علم يا اطمينان است لذا در فرض سؤال اگر علم يا اطمينان حاصل شود (كه عادتاً چنين است) افطار كند، و در غير اين صورت بايد همچنان روزه باشد تا اينكه اول ماه به يكى از طرق مذكوره در توضيح المسائل مسأله 1795 ثابت شود.
(صفحه 183)
اعتكاف
س 405 ـ آيا بيمار و كسى كه روزه برايش ضرر دارد مى تواند معتكف شود؟ و اگر در حال اعتكاف باشد و روزه نگيرد ثوابى مى برد؟
ج ـ اعتكاف بدون روزه صحيح نيست ولى ماندن در مسجد ثواب دارد، خصوصاً اگر مشغول عبادت و دعا باشد.
س 406 ـ آيا زنها هم مى توانند معتكف شوند؟ و اگر در روزهاى عادت قرص بخورند و معتكف شوند چه صورت دارد؟
ج ـ بلى مى توانند و مصرف قرص براى جلوگيرى از عادت اگر ضرر نداشته باشد مانعى ندارد و اعتكاف آنان با اذن شوهر جايز و صحيح است.
س 407 ـ آيا اعتكاف بصورت خانوادگى جايز است؟
ج ـ مانعى ندارد.
س 408 ـ آيا در مسجد جامع روستا يا قصبه اعتكاف صحيح است هر چند روستاها به هم نزديك باشند؟
ج ـ اعتكاف بايد در مسجد جامع باشد و در مساجد جامع روستا هم صحيح است ولو روستاها به هم نزديك باشند.
(صفحه 184)
س 409 ـ آيا محوطه اطراف مسجد كه به عنوان حياط استفاده مى شود، براى اعتكاف حكم مسجد را دارد؟
ج ـ محوطه و حياط مسجد حكم مسجد را ندارد.
س 410 ـ با توجه به مشكلاتى كه صرف غذا در مسجد دارد آيا صرف غذا در سالن غذاخورى كه در محوطه مسجد است، براى معتكفين جايز است؟
ج ـ صرف غذا در محوطه مسجد به مقدار ضرورت جايز است و ضرر به صدق اعتكاف نمى زند.
س 411 ـ آيا روحانى كه معتكف شده است مى تواند براى امامت جماعت به مسجد ديگر و يا منبر در محل ديگر برود و به محل اعتكاف برگردد؟
ج ـ خروج معتكف براى اين امور محل اشكال است، ولى در خصوص نماز جمعه به مقدار لازم براى امام يا مأموم اشكال ندارد.
س 412 ـ آيا كارمندان و معلمين مى توانند معتكف شوند و سر كلاس و محل كار رفته و سپس به مسجد برگردند؟
ج ـ معتكف بايد در مسجد بماند و خروج او براى كارهاى ضرورى مثل تطهير و امثال اينها مانعى ندارد، ولى براى كار و شغل نبايد خارج شود.
(صفحه 185)
زكــات
س 413 ـ شخصى شك دارد كه آيا زكات به عهده او هست يا نه، لذا وجهى به فقير مى دهد و نيّت مى كند كه اگر زكات به عهده اش هست برئ الذّمه شود و اگر زكات مديون نيست و مظالم عباد بدهكار است مظالم عباد باشد و اگر اصلاً مديون نيست و پدرش زكات يا مظالم عباد مديون است زكات يا مظالم عباد براى پدرش باشد و اگر او هم مديون نبوده براى جدش باشد، آيا اين عمل صحيح است؟
ج ـ ظاهراً صحيح است و مبرئ ذمّه مى باشد.
س 414 ـ در شركتـهاى تعـاونى كه گنـدم يا برنج توليد مى شود، آيا هيأت مديره مى توانـد بعد از برداشت محصـول، خودش زكات گنـدم يا جو را جدا كرده و به مصرف برسانـد و بعد بقيـه محصـول را بين شركاء و سهـامداران تقسيم كند؟
ج ـ چون زكات يك امر عبادى است و بايد با قصد قربت انجام گيرد هيأت مديره نمى تواند چنين كارى انجام دهد، و هر يك از شركاء و سهامداران كه سهم او به حد نصاب برسد خود بايد زكات سهم خود را بدهد و يا به هيأت
|